X
تبلیغات
علی اسفندانی

علی اسفندانی

عدالت اجتماعی , پیشرفت اقتصادی

تشکر و قدردانی

بسمه تعالی

مردم شریف اراک ، کمیجان ، میلاجرد و خنداب

     باسلام

حضور آگاهانه و پر شور شما ملت سلحشور و با بصیرت در پای صندوق های رای در 12 اسفند ماه باعث ثبت حماسه ای عظیم در تاریخ انقلاب اسلامی گردید. اینجانب از حضور ارزشمند شما ملت سلحشور صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایم و از همه هواداران و دوستان و اعضای ستادهای خود که به صورت شبانه روزی صادقانه و با رعایت اخلاق انتخاباتی و بدون توجه به زر و زور و تزویر باعث حضور پر شور و حماسی شما در پای صندوق های رای گردیدند صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایم و سعادت و سرافرازی و سلامتی همه شما عزیزان را در آستانه سال جدید از خداوند متعال خواستارم.

امیدوارم التزام عملی به اسلام و قانون و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را سر لوحه زندگی و همه امور خود قرار دهیم.

 

ارادتمند همه شما عزیزان

علی اسفندانی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 10:46  توسط مدیریت وبلاگ  | 

به داد ريه های مردم اراک برسيد

بررسي وضعيت آلايندگي آلومينيوم مدتي است كه باز هم در رديف مهمترين خبرهاي اراك قرار گرفته است. دو هفته پيش غياث الدين مسئول آزمايشگاه بررسي كننده وضعيت آلايندگي آلومينيوم از مردم اراك به دليل اعلام عدم آلايندگي ايرالكو كه منجر به راي ديوان عدالت اداري شد، عذرخواهي كرد. بنابراين شورا به عنوان نهادي مردمي، بررسي وضعيت آلايندگي آلومينيوم را در سرليست برنامه هاي خود قرار داد. در مصاحبه مطبوعاتي اعضاي شوراي اسلامي شهر اراك كه با حضور سه تن از آنها برگزار شد، «حسن احمدي»، «سيد علي قائم مقامي» و دكتر «كاظمي» بر احقاق حقوق مردم و پيگيري اين امر از طريق مراجع قضايي تاكيد كردند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 14:7  توسط مدیریت وبلاگ  | 

فراهان در یک نگاه

فراهان

فراهان نامی آشنا ، سرزمینی حاصلخیز با مفاخری تاریخ ساز در ایران است . هر ایرانی نام فراهان را می شنود به یاد نام آوران ادبیات و سیاستمداران اسلام شناس و ضد استعماری چون قائم مقام فراهانی و میرزا تقی خان امیر کبیر می افتد. لغت شناسان فراهان را فشرده واژه فراهامون می دانند دریاچه ای که امروز دریاچه مگان (میقان) نامیده می شود در روزگاران گذشته هامون نامیده می شد و همه روستاها و شهرهای کوچک پیرامون این دریاچه را فراهامون می نامیدند .فراهان نام روستاها و شهرهایی بود که در بالا یا فرای دریاچه ساخته شده است. سرزمینی که از یکسر به خورهه و از سویی به تفرش و از سوی دیگر به کمیجان کشیده شده بود، فراهان نامیده می شد. واژه اوستایی مئشن از ریشه maetمیهن جای گزیدن و ماندن گرفته شده است که در مجموع فرمهین را می توان به شکوه میهن معنا کرد .فراهان در سده نخستین هجری قمری از متعلقات همدان بوده و مردم بومی آن پیرو آئین زرتشت بودند آتشکده آذرگشنسب تا سال282 ه ق در روستای فردقان می سوخته تا اینکه در زمان خلافت  خلیفه دوم توسط مالک بن عامر اشعری مسلمان شدند.فراهان در عهد ساسانیان خوش آب و هوا ،وشامل 360 پارچه روستا می شده است .فراهان تا پیش از سال 1316 از توابع شهرستان قم بود و بعد از آنکه سلطان آباد عراق به شهرستان اراک تبدیل شد فراهان جزء شهرستان اراک شد  و در سال 1342 بعد از اینکه تفرش به شهرستان ارتقاء یافت.فراهان به دو بخش به فراهان سفلی  تابع بخش مرکزی اراک و فراهان علیاء تقسیم شد در تغییراتی که در سالهای 1366 و 1372 رخ داد تعداد 15 روستای دیگر از فراهان جدا و به شهرهای کمیجان و اراک ملحق گردیدودر سال 1389 با مرکزیت فرمهین با جمعیت 26000 نفر ،دو بخش و 53 روستا به عنوان شهرستان فراهان هویت مستقل پیدا کرد.
اقتصاد منطقه بر پایه کشاورزی و دامپروری استوار می باشد و منطقه انبار غله و خطر زرخیز مشهورات که عمده محصولات آن گندم ( دیم و آبی) جو ، یونجه ، حبوبات، سیب زمینی و انگور می باشد.
مکانهای تاریخی و مذهبی این شهرستان شامل امامزاده احمد بن علی در شهرمنطقه ذلف آباد فرمهین، محوطه تاریخی و شهر زیرزمینی ذلف آباد ، تکیه تاریخی فرمهین ، امامزاده حسن الافطس واقع در روستای اسفین.

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 21:12  توسط مدیریت وبلاگ  | 

خنداب در یک نگاه

خنداب


شهرستان خنداب با مساحت حدود 1365 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 59727 نفراز شمال به شهرستان های کمیجان ، از شرق به شهرستان های اراک ، از جنوب به شهرستانشازند، از غرب به شهرستان استان همدان محدود می شود. این شهرستان دارای دو شهر به نام های خنداب و جاورسیان و دو بخش به نام های قره چای و مرکزی ، 5 دهستان به نام های اناج ، سنگ سفید ، جاورسیان ، خنداب و دهچال است . این شهرستان تا سال 1368 بخشی از شهرستان اراک به شمار می رفت . پس از این زمان به عنوان شهرستان جدید وارد نقشه جغرافیای استان شد. 
محدوده ای که امروزه به نام خنداب معروف است از اتصال مجموعه ای از سکونت گاهها به نام های حصار و خنداب و قلعه تشکیل شده است. اگر احتمال در ارتباط بودن نام خنداب با خندق آب درست باشد به طور حتم در محل این شهر استقرار گاههایی از دوره های پیش از اسلام وجود داشته است. زیرا در ناحیه چزان به مواردی از قلاعی که در اطراف آنها آثار خندقی وجود دارد برخورد خواهیم کرد.
در مورد پیشینه خنداب به موارد زیر می توان اشاره کرد.
1- حداقل از دوره های آغاز اسلامی تاکنون در این محدوده شهر مهمی شکل نگرفته است که با توجه به محیط مناسب جغرافیایی بیانگر شرایط نامناسب امنیتی بوده است .
2- وجود دالان طبیعی دشت شراء شرایطی را به وجود آورده است که می توان برای هجوم از نواحی غربی به مرکز ایران مورد استفاده قرار گیرد که این امر توانسته در تخریب کانونهای زیستی موثر باشد . وجود گروه های لر، ترک، فارس در محدوده خنداب مبین مسیر حرکت اقوام و سکونت گزینی آنان در این محدوده می باشد که بی ارتباط با تحریکات نظامی آنان نیست.
3- وجود قلعه و  حصار نشانگر وجود نوع زندگی مبتنی بر غارت و دفاع می باشد.
4- وجود امامزاده در خنداب و همچنین نوشته دانشمند عالی قدر مرحوم ابراهیم دهگان سند تاریخی مستند و گواه روشن بر قدمت تاریخی خنداب است.
بر اساس اسناد و مدارک موجود قدمت خنداب به بیش از 1200 سال می رسد.  ابوالفرج قدامه بن جعفر کاتب بغدادی متوفی سال 327 ه ق در کتاب خود در ذکر راههای منتهی به شهر کرج (آستانه ) چنین بیان می کند « از همدان به کرج از راه رستاق شراء ،از همدان به جود 5 فرسنگ ، از جود به خنداب( که فعلا به همین نام و در جای اصلی شهر است ) هفت فرسنگ، از خنداب به سیان هفت فرسنگ و از سیان به کرج 5 فرسنگ ،پس از همدان تا کرج 27 فرسنگ راست . »از این سند تاریخی به قدمت سابقه تاریخی خنداب پی می بریم و مهم تر آن که خندا ب در سال 328 ه ق یعنی بیش از 11 قرن قبل در محله فعلی و به همین نام بوده است . حمد ا.. مستوفی نیز در نزهه القلوب در بیان مطالب جغرافیایی منطقه جبال به منطقه شرائین اشاره کرده که بیانگر قدمت نام شراء در طول تاریخ است.
در ارتباط با خنداب باید اشاره کرد که وجود مقبره حضرت امامزاده محمد مسعود فرزند امام موسی کاظم (ع) که در میان شهر و در کنار رودخانه قرار دارد دلیلی بر قدمت آن حداقل از سده دوم هجری است. اگر چه ممکن است این محل در ابتدای دوره اسلامی بسیار کوچک بوده است همچنین بر اساس نقل پاره ای از مطلعین محلی نام اصلی خنداب خندق آب بوده است. از شواهد تاریخی چنین بر می آید که اهالی این منطقه برای محافظت خود و دام هایشان تونل هایی ایجاد می کردند که هم مخفیگاه مناسبی برای پناه بردن به آن در هنگام خطر بوده و هم به عنوان تونل منتهی به رودخانه جهت برداشت آب مورد استفاده قرار می گرفته است.
این محدوده به دلیل قرار داشتن در امتداد دشت و رودخانه شراء (قره چای )، دامنه های رشته کوه زاگرس و ریزش جوی از نظر کشاورزی مناسب و جاذب جمعیت بسیار است و به جرات می توان حوزه جغرافیایی خنداب را در استان مرکزی به شمال ایران مقایسه کرد. به همین خاطر برای توسعه گردشگری طبیعت گردی و کشاورزی مستعد است .
ساکنان شهرستان خنداب به سه گروه عمده زبانی تقسیم می شوند ، این سه گروه عبارتند از ترکی ، لری و فارسی.
 وجه تسمیه خنداب:بر اساس لغت نامه دهخدا، خنداب در اصل کندآب بوده است. به نحوی که جریان رودخانه در این روستا کند می شده است از این جهت اصل لغت کند است که به خنداب تبدیل شده است. دلیل دیگر برای نام گذاری خنداب وجود رودخانه قره چای است که در گویش محلی خنداب به معنی قند آب یا آب شیرین بوده است

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 21:11  توسط مدیریت وبلاگ  | 

کمیجان در یک نگاه

كميجان


این شهرستان با وسعتی معادل 1584 کیلومتر مربع و جمعیتی حدود 45723 نفر با مرکزیت شهر کمیجان در 96 کیلومتری مرکز استان و در غرب استان قرار دارد. کمیجان از جهت شمال وشمال غرب به استان همدان ازشرق به شهرستای فراهان و تفرش از شمال و شمال غرب به شهرستان ساوه و استان همدان محدود می شود. شهرستان کمیجان از دو بخش به نامهای مرکزی و میلاجرد و  دهستان های اسفندان، میلاجرد و خسروبیگ تشکیل شده است.
کمیجان نامی است که در مورد آن اختلاف نظر بسیاری است. صورت واژه نشان می دهد که این کلمه از کم + ی + جان تشکیل شده که به معنای سرزمین یا جایگاه، گیاه و چمنزار و مرغزار می باشد. این وجه با موقعیت جغرافیایی و تاریخی منطقه سازگار است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه اسامی امکنه می نویسد کمیزان، این لغت در زبان عامه به صورت کمیزان (کاف عربی مضموم و میم مکسوره) استعمال می شود و در مکاتیب به شکل کمیجان وارد شده است. اصل آن به نقل ارباب مسالک کمیجان روی ریشه « کمیز» و آن قرار گرفته که عضو اول نام طایفه ای در ترکستان بوده و در کنار رودی به نامه «کم» در حدود ختلان و چغانیان مسکن داشته و نام خود را از همان رود گرفتند. علی هذا این لغت از ترکستان وارد سرزمین عراق گردیده و صورت خود را در محال عدیده در چهره دیه های این شهرستان تاکنون حفظ کرده است. در تاریخ قم نیز راجع به کمیجان آمده است: « دیه کمیدان پیش از بنا و عمارت چراگاه مادیانها بوده است. بدین سبب او را کمیدان می خوانند یعنی جای مادیانها) وی می افزاید این واژه از دو صورت خالی نیست. اول چنانکه گفته اند این دیه جای مادیانها بوده است و این لفظ را به مرور ایام قلب کردند و گفتند « ک میدان» دوم آنکه گویا جمعیتی که در این منطقه سکونت داشتند اسبان را محافظت می کردند. پس به این جهت این دیه را کمیدان نام کردند.
شهر کمیجان به لحاظ ناهمواری از دو قسمت منطقه کوهستانی و منطقه دشت تشکیل شده است. منطقه دشت بیشتر قسمت های مرکزی و غربی را شامل می شود. اما قسمت های جنوبی و شمالی آن را منطقه کوهستانی احاطه می کند که کوههای نسبتاً بلندی از جمله کوههای لره و چرلغچی در جنوب و کوههای قلنجه و دزلی در منطقه وفس و کوههای دولاچی و کوه استهزی در منطقه چهرقان در شمال کمیجان قرار دارد. شهرستان کمیجان به لحاظ آب و هوایی در منطقه کوهستانی قرار می گیرد که دو رشته کوه عمده در این شهرستان، یکی در غرب آن گذشته به کوههای الوند متصل می شود و دیگری پس از کاهش ارتفاعش به کوههای وفس در شمال شرقی شهرستان کمیجان متصل می شود.
مهمترین رودخانه شهرستان کمیجان، رودخانه قره چای است که از کوههای سر بند شازند سرچشمه گرفته و از غرب کمیجان عبور کرده و در امتداد مرز طبیعی همدان به طرف شهرستان ساوه امتداد مسیر
می دهد و سرانجام به دریاچه فصلی مسیله در قم می ریزد.زبان اکثریت مردم کمیجان ترک است که این دسته از مردم درقرون میانی اسلامی ازشمال غرب کشور به این منطقه ازاستان کوچ داده شده اند.درروستاهای وفس،گورچان،فرک،چهرقان مردم به زبان تاتی سخن می گویند.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 21:10  توسط مدیریت وبلاگ  | 

آشتیان در یک نگاه

آشتيان


شهرستان آشتیان در مرکز استان مرکزی وشمال شهرستان اراک قرار داردوبامرکزاستان 80 کیلومتر فاصله دارد. شهرستان آشتیان با جمعیتی معادل 21121 و مساحتی در حدود 1239 کیلومترمربع کوچکترین شهرستان استان مرکزی است.این شهرستان دارای یک بخش- مرکزی-،یک شهر-آشتیان-،سه دهستان                        - گرکان،سیاوشان و مزرعه نو- است.این شهرستان از شمال به تفرشوقم ، از جنوب وجنوب شرق به شهرستانهای دلیجان واراک  ازغرب به شهرستان فراهان محدود گشته است.شهرستان آشتیان از شهرهای بسیار کهن ایران و در گذشته جزء مادسفلی یا ماد بزرگ بوده است.آثارمادی در این شهرستان فراوان به چشم می خورد.اسامی اماکن آن ریشه اوستایی- پهلوی دارند.این اسامی، تعداد زیادی قلاع گبری و وجود آتشکده هادراین منطقه مانند (آتشکده فردجان و فراهان) ارتباط واژه آشتیان را بادین زرتشت قوی می سازد.این منطقه درزمان خلافت عمر توسط مالک بن عام اشعری  فتح و مردم آن به دین اسلام گرویدند.در کتب جغرافیایی پس از اسلام این شهر جزء ولایت کوهستان یا جبال و یا عراق عجم آمده است.بنابه تفسیر (دهگان) لغت آشتیان معرف معبد و قربانگاه است. کلمه آشتیان مرکب از دو جزء ((یشت)) به معنی پرستش، قربانی، دعا و سرود مذهبی و((یان)) معرف مکان و جایگاه است.آشتیان در مختصرالبلدان و تاریخ قم ابرشتیجان آورده شده است و ابن فقیه آن را از متعلقات همدان ذکر نموده و صاحب تاریخ قم آنرا از طموجهای قم برشمرده است.
شهرستان آشتیان به سبب ارتفاع نسبتاً زیاد، دارای زمستان های سرد و تابستان های معتدل می باشد.این شهر از لحاظ توپوگرافی دردامنه ارتفاعات کوه های مرکزی استان واقع شده و از جنوب به دشت فراهان و کویر میقان منتهی می شود.ازارتفاعات معروف آن  کوه رف قاسم کش ،کوه کلاهه ومیراب  را می توان نام برد.
کشاورزی و دامپروری فعالیت غالب ساکنان این شهرستان را تشکیل می دهد.زبان اهالی این شهرستان فارسی است و عده ای از آنها به زبان ترکی تکلم می کنند.
ازجمله سوغات شهرستان آشتیان می توان: صابون، گردو و بادام را نام برد. کارگاههای صابون سازی یکی از جاذبه های مهم اقتصاد سنتی این شهرستان محسوب می شود.

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 21:10  توسط مدیریت وبلاگ  |